رنگین کمان

ya7a_1223.jpg

آن روز که باران می بارید تو می دویدی زیر شیروانی

و من همه حواسم به چتری بود که هیچ وقت نمی آوردم

 با دستهایم موهایم را تکاندم و صبر کردم تا باران بند بیاید

گویی از سقف آسمان نور چکه می کرد بر روی زمین

و از بند آویزانش رنگین کمان بود که خشک می شد در آفتاب

.../

سیده پریسا میرنظامی

 9qin_777777.jpg

عکسها : مرتضی رفیع خواه

رشت

/ 1 نظر / 22 بازدید
علی

همه لذت بردن از بارون و میفهمن حتی اگه مجسمه باشن. تو عکس دوم انگار داری به یه ادم نگاه می کنی.