نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/٢٢

طراحی:سیده پریسا میرنظامی


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/٢٢

 

عکس:سیده پریسا میرنظامی

مَنجیل از شهرهای شهرستان رودبار در استان گیلان در کشور ایران است. منجیل مرکز تجاری شهرستان رودبار استان گیلان شناخته می‌شود. سد سفیدرود در نزدیکی این شهر ساخته شده‌است.

 جغرافیا

منجیل در منطقه‌ای کوهستانی در کرانه شرقی سفیدرود قرار دارد. این منطقه‌ای به شدت بادخیز است. در سال‌های اخیر چندین نیروگاه بادی برای تولید برق از بادهای منطقه در منجیل نصب شده‌است.

 مردم

جمعیت این شهر ۱۴٫۶۷۹ نفر است (آمار ۱۳۸۳خ). ساکنان قدیمی شهر اغلب، ترک زبان هستند. اما به جهت مهاجر پذیر بودن این شهر در سالهای اخیر مهاجران زیادی از شهرها و روستاهای اطراف در این شهر ساکن شده‌اند که صحبت با لهجه‌های گیلکی و کردی نیز در این شهر رایج شده‌است. ساکنان قدیمی منجیل بسیار مهربان و مهاجر پذیرند و محیط خوب و بی تعصبی برای مهاجران فراهم نموده‌اند که موجب جذب خانواده‌ها از اطراف باین شهر گشته‌است.

 اقتصاد

درآمد اصلی مردم این شهر از راه تجارت تامین می‌شود. افراد از طارم سفلی و علیا و روستاهای اطراف جهت تامین برخی نیازمندی‌های خود به منجیل مراجعه می‌کنند. بخش دیگری از درآمد مردم این شهر از راه فروش زیتون و فراورده‌های آن تامین می‌شود. محصول اصلی این شهر زیتون است و باغات زیتون بیشتر در حومه آن پراکنده‌اند.

 انرژی

منجیل شهر انرژی گیلان شمرده می‌شود. باد منجیل یکی از عوامل معروفیت این شهر می‌باشد که اغلب در بهار و تابستان با شدت بیشتری و در پاییز و زمستان با شدت کمتری می‌وزد. این باد از قدیم معروف به هفت باد منجیل بوده و شدت ان بقدریست که درختان زیتون را اغلب به یک سمت خم می‌کند. اوایل دهه هفتاد با تصمیم دولت اقدام به خرید و نصب نیروگاه بادی از کشور دانمارک گردید و پس از گذشت چند سال و فراگیری متخصصان داخلی، امروزه پروانه‌های بادی در کشور تولید و در نیروگاه بادی منجیل نصب می‌گردد و این نیروگاه روز بروز بزرگتر و موثرتر می‌گردد. سد سپیدرود نیز یکی دیگر از عوامل معروفیت و جذابیت منجیل است که در اوائل دهه ۴۰ بدست نیروهای فرانسوی در دهانه رودخانه سپیدرود واقع در شهر منجیل ساخته شد.

سدی در منجیل.

رودخانه‌های شاهرود و قزل اوزن در شهر منجیل بهم می‌رسند و ابی که از این رودخانه‌ها می‌اید در پشت سد سپید رود و در دریاچه سپید رود ذخیره می‌گردد تا نیاز شالی کاران و کشاورزان گیلانی را در بهار و تابستان تامین نماید.

آب و هوا

شهر منجیل محل تلاقی سه نوع آب و هوای معتدل خزر، کوهستانی البرز و گرم و خشک مرکزی ایران نیز می‌باشد و از این حیث نیز هوایی منحصر بفرد دارد.

نام منجیل

نام شهر منجیل پیش از ظهور اسلام مانگیل بوده‌است.

 تاریخ منجیل

بعد از فتوحات مسلمانان در سراسر ایران (با اینکه تا اقصی نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد) باز هم طبرستان و دیلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندانهای قدیم آن ولایت، مانند اسپهبدان و قارنیان و خانواده جستان (حدود رودبار و منجیل) همچنان به آداب و رسوم خود زندگی می‌کردند. همچنین، بسیاری مذهب خود را نیز حفظ کردند، تا روزگاری که گروههای از اعراب طرفدار خاندان علی و شیعیان زیدیه به آن نواحی پناه بردند و مورد حمایت همان خانواده‌ها قرار گرفتند. چنانکه وقتی «داعی کبیر» حسن بن زید در آن نواحی سکنی گزید، جمعی کثیر از مردم طبرستان و گیلان به طرفداری او برخاستند. همچنین در جنگ‌هایی که میان او و یعقوب لیث صفاری رخ داد، مردم گیلان از او حمایت نمودند.

برگ درخت زیتون-منجیل

عکس:سیده پریسا میرنظامی

منجیل-درخت زیتون

عکس:سیده پریسا میرنظامی

 


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/٢٢

سید مرتضی میرنظامی

بابا جون خودم که رفته بود شیراز

سیده فاطمه میرنظامی و سید مرتضی میرنظامی

پدر و مادر عزیزم-شیراز-آرامگاه کوروش کبیر

کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال۵۲۹ تا۵۵۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد در فهرست مایکل اچ. هارت از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ کوروش رتبه ۸۷ را دارد
دربارهٔ کوروش تمام مورخین متفقند که شاهی بود با عزم و عاقل و رئوف که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می‌شد و برخلاف پادشاهان
آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را بخوبی نشان می‌دهد. با پادشاهان مغلوب به اندازه‌ای مهربانی می‌کرد که آنها دوست کوروش شده و در مواقع مشکل به او یاری می‌نمودند. با مذهب و معتقدات مردم کاری نداشت بلکه برای جذب قلوب ملل آداب مذهبی آنها را محترم می‌داشت. شهرها و ممالکی که در تحت تسلط او در می‌آمدند، هیچگاه معرض قتل و غارت واقع نمی‌شد.  آنچه درباب وی برای مورخ جای تردید ندارد، قطعاً این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوق‌العاده در وجود او، با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیده‌ای به‌کلی تازه به شمار می‌آمدکوروش از ذکر عناوین و القاب احتراز داشت، در کتیبه‌هایی که از او مانده، این عبارت ساده خوانده می‌شود، من کوروش شاه هخامنشی هستم. حال آنکه شاهان دیگر خود را خدا می‌خواندند.

ایرانیان کوروش را پدر*و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند و در وی به چشم یک فرمانروای آرمانی می‌نگریستند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار

می‌آوردند ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند

.

سید مرتضی میرنظامی

پدر عزیزم-شیراز-آرامگاه کوروش کبیر

شیرازْ  یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان فارس است. برپایهٔ آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، این شهر جمعیتی بالغ بر ۱٬۲۱۴٬۸۰۸ نفر داشته که این تعداد در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به ۱٬۴۵۵٬۰۷۳ افزایش پیدا کرده‌است.

شهر شیراز در بخش مرکزی استان فارس و در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. این شهر از سمت غرب به کوه دراک، از سمت شمال به کوه‌های بمو، سبزپوشان، چهل‌مقام و باباکوهی (از رشته کوه‌های زاگرس) محدود شده‌است. شهر شیراز برطبق آخرین تقسیمات اداری به ۹ منطقهٔ مستقل شهری تقسیم شده و مساحتی بالغ بر ۱۷۸٫۸۹۱ کیلومتر مربع دارد.نام شیراز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تیرازیس»، «شیرازیس» و «شیراز» به ثبت رسیده‌است. محل اولیهٔ این شهر در محل قلعهٔ ابونصر بوده‌است. شهر شیراز در پیش از اسلام قلعه‌ای بوده که قدمت آن به دوران ساسانی و پیش‌تر بازمی‌گردد. این شهر در دوران بنی‌امیه به محل فعلی منتقل می‌شود و به بهای اضمحلال استخر -پایتخت قدیمی استان فارس- رونق می‌گیرد. شیراز در دوران صفاریان، بوییان و زندیه، پایتخت ایران بوده‌است.

کارخانجات الکترونیکی متعددی در شیراز وجود دارد. این شهر از دیرباز به واسطهٔ مرکزیت نسبی‌اش در منطقهٔ زاگرس جنوبی و واقع‌شدن در یک منطقهٔ به نسبت حاصل‌خیز، محلی طبیعی برای مبادلات محلی کالا بین کشاورزان، یکجانشینان و عشایر بوده‌است. همچنین شیراز در مسیر راه‌های تجاری داخل ایران به بنادر جنوب مانند بندر بوشهر قرار گرفته که این نقش با احداث شبکهٔ راه‌آهن به بنادر دیگر ایران کمرنگ‌تر شده‌است.

این شهر به سبب جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی فراوان، همواره گردشگران بسیاری را به‌سوی خود فرا می‌خواند


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/٢٠

تصویر برداری فیلم-شفت

عکس از : سیده پریسا میرنظامی-شفت

 

        شهرستان شَفت از شهرستان‌های استان گیلان در شمال ایران است. جمعیت این شهرستان ۷۰٬۲۹۲ نفر است (سال ۱۳۸۳) و مرکز آن شهر شفت است. این شهرستان دارای ۲ بخش و ۴ دهستان است.

 

      شهرستان شفت از شمال به شهر رشت ، از جنوب به استان زنجان ، از غرب به فومن و از شرق به رشت مرتبط می باشد .شهرستان شفت در 22 کیلومتری شهر رشت قرار گرفته است. این شهرستان دارای یک شهر ، دو بخش بنامهای بخش مرکزی و احمد گوراب و چهار دهستان بنامهای نصیر محله ، چوبر ، ملاسرا و جیرده می باشد .تعداد روستاهای شهرستان 98 روستا می باشد.

عکس از : سیده پریسا میرنظامی-شفت

این منطقه از سه ناحیه جلگه کوهستانی ، جنگل و منطقه خشک ییلاقی تشکیل شده که مهمترین ارتفاعات آن امامزاده ابراهیم به ارتفاع 1840 متر ، کوه سیاه به ارتفاع هزار متر ، کوه کرم خانی به ارتفاع 992 متر و خره کش به ارتفاع 1240 متر شناسایی شده است
رودخانه های مهم شهرستان عبارتند از رودخانه شیخ محله ، چنار رودخان ، امامزاده ابراهیم ، سیاه مزگی است . زبان ( گویش ) اصلی ساکنان مناطق کوهستانی تالشی و در جلگه گیلکی می باشد
عمده ترین محصولات منطقه برنج ، چای ، فعالیت دامداری ،
پرورش کرم ابریشم ، شاه بلوط و عسل می باشد صنایع دستی شهرستان عموماً شال و جوراب که بعنوان صنایع کارگاهی معروف بوده و مهمترین صنایع خانگی نیز بافت حصیر ، زیلو و سبد را می توان نام برد
عرفا و مشاهیر شفت عبارتند از حاج سید محمد باقر شفتی ، سید اسداله شفتی ، شیخ ابو طالب شفتی ، ملاحسن شفتی و ... بالاترین درجه حرارت شفت 8/29 درجه سانتیگراد و کمترین درجه حرارت 2/3 درجه سانتیگراد می باشد
شفت دارای دو بازار هفتگی می باشد که عباتند از: دوشنبه بازار شهر شفت و یکشنبه بازار چوبر

عکس از : سیده پریسا میرنظامی-شفت


جاذبه های گردشگری و تاریخی

 


منطقه سیاحتی سیاه مزگی در حد فاصل شفت و زنجان قرار داشته و یک منطقه تفریحی و سیاحتی -
می باشد
نقاط زیارتی و تاریخی
امامزاده ابراهیم که دو ویژگی زیارتی و سیاحتی داشته و در فصل بهار و تابستان پذیرای هزاران نفر -
زائر می باشد .این منطقه در انتهای جاده کوهستانی - جنگلی به فاصله 34 کیلومتری تا مرکز شهر شفت واقع شده است که جاده آن تماماً از حاشیه رودخانه و مناظر طبیعی امتداد پیدا می کند
امامزاده اسحق در محلی بنام سیاه کوه و در فاصله 28 کیلومتری شهر واقع شده است که جاده آن -
تماماً از داخل جنگل با مناظر بسیار زیبا عبور می نماید .

 

عکس از : سیده پریسا میرنظامی-شفت

عکس از : سیده پریسا میرنظامی-شفت


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/٢٠

سلام دوستان

امروز میخوام در مورد چله خانه رشت بنویسم

آقا سید میرنظام الدین که در محله چله خانه رشت زندگی میکرد و عبادت میکرد جد بزرگ خانواده من هست

و پدر بزرگهای من در این مسجد شجره نامه دارن که حالا معلوم نیست شجره نامه ی خانواده ما کجا هست

مادر و پدرم هر دو میرنظامی هستند

و پدر بزرگهایم برادر هستند...یک برادر دیگر هم داشتند که بچه ای نداشت

پدر بزرگم یک عکس از پدر و پدر بزرگش داشت که بمن گفته بود بهم میده تا اونو درست کنم

اگه به دستم رسید حتما براتون میزارم تو وبلاگم

به من گفته بودند این عکس رو عموی پدر بزرگم از آنها گرفته

که من در مورد آنها چیزی نمیدانم

فقط از مادر و پدرم شنیدم که آنها در انزلی زندگی میکنند

و کسانی که بعد از میرنظامی پسوند  یا پیشوند دارند از فامیل ما نیستند

جدیدا هم تو اخبار یه آرامگاه قدیمی دیدم

که روش نوشته بود میرنظام الدین

این آرامگاه تو شیراز هست و این دو قبر تازه کشف شده

و من نمیدونم این آرامگاه برای چه کسی هست

شاید یکی از خاندان ما بوده...

هنوز اطلاعاتی در موردش ندارم

چون بیشتر اجدادم در رشت بدنیا آمده اند

اسم پدر بزرگم: (پدر -پدرم) میرنظام میرنظامی هست

اسم پدر بزرگم:(پدر - مادرم)سید ابراهیم میرنظامی هست

اسم عموی مادر و پدرم: سید غلام رضا میر نظامی هست

که سه تا خواهر هم دارند

همه در رشت بدنیا آمده اند

و اسم پدرشان علی هست

در کتاب گیل آمار که دکتر حسن تائب در مورد محل زندگی شون نوشتن میتوانید در مورد میرنظام الدین بیشتر بخوانید

  چله خانه محله ایست در قسمت جنوبی شهر رشت که بر اثر توسعه شهری امروزه در مرکز شهر قرار گرفته است. چله خانه از شمال به میدان دکتر حشمت و حاجی آباد، از شرق به خیابان پهلوی( امام خمینی)، از جنوب شرقی به بیمارستان پورسینا، از غرب به چهل تن و آسدابولقاسم و از جنوب به باغ محتشم منتهی می گردد.

اینهم در مورد چله خانه و اجداد من

   اما در باب نام چله خانه ، در لغت نامه دهخدا نوشته است که خانه ای که مرتاضان ایام چله نشینی را در آن به سر می برند.

   چله نشینی از مراحل تذکیه نفس و رسیدن به مقام عرفان است که عرفا و دراویش برای رسیدن به جایگاه ممتاز چهل روز را در خانه ای و یا گوشه ای ساکت و دنج به دور از خلق و دنیای مادی به عبادت و ریاضت می پردازند و به مقام والایی در عرفان و درویشی می رسند. مراسم و مناسک چله نشینی بسیار عجیب و بیشتر به خرافه می ماند تا به تزکیه نفس و در تاریخ تصوف چله نشینی برای تزکیه نفس جای خود را به چله نشینی برای به خدمت گرفتن اجنه ( جن و پری){ به خدمت گرفتن اجنه برای کسب مال و قدرت و خواسته های شخصی مورد استفاده قرار می گرفته و هنوز در گوشه و کنار اشخاصی هستند که این گونه اعمال را انجام دهند} داده است. برای بیشتر دانستن در این مورد به کتاب یک سال در میان ایرانیان فصل ششم تصوف، ماوراءالطبیعه و سحر و جادو نوشته ادوارد گرانویل براون رجوع کنید.

به غیر از محله ی چله خانه ی رشت مکان های دیگری را نیز در ایران با این نام یعنی چله خانه می توان یافت.

 مانند :

 دهی در بخش صوفیان شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی

 دهی  از دهستانهای کلیبر بخش کلیبر شهرستان اهر در آذربایجان شرقی

 کوهی واقع در شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی

 دهی از دهستان های آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب استان اردبیل

 غاری در کنار رودخانه شاپور روستای زیراه( زیرآب) سعد آباد استان بوشهر

غاری ساخته شده به دست انسان در کوهی در روستای تمین از بخش میرجاوه شهرستان زاهدان در سیستان و بلوچستان

 غاری در جنوب استهبان در دامنه ی کوه بطالب در استان فارس

 کوهی در شهرستان مریوان استان کردستان

 دهی از دهستان بهاباد بخش بافق شهرستان یزد در استان یزد

 غاری در بنادک سادات استان یزد

    تمام این دهات، غارها و کوه ها نام خود را کم و بیش با داستانی یک شکل از همین آیین چله نشینی گرفته اند و ذکر این نام ها در اینجا نمونه آوردن از استفاده از چنین اسم هایی ماورای استان گیلان بوده و باورهایی که در تمام مناطق ایران زمین از شمال و جنوب و شرق و غرب ریشه دوانیده و مختص به سرزمین و یا منطقه ی خاصی نیست. اما همانطور که می دانیم بسیاری از شیادین و انسان های عیاش بودند که به این کار روی آوردند و همین ها بوده اند که مقام درویش را بدانجا رسانده اند که کلمه ی درویش در عرف جامعه مترادف با گدا و متکدی تلقی شده است.  آنچه مشخص است این است که این نام گذاری ها یا به علت استفاده ی مکرر اهالی از آن کوه یا غار شکل گرفته است یا این که  از روی افراد زاهد و با ایمانی شکل گرفته است که به عرفان و تذکیه نفس می پرداختند و به شیادی نپرداخته بودند و در بین اهالی منطقه آبرویی برای خود بدست آورده بودند.

   اما چله خانه رشت تا حدود 150 سال پیش انار کله ای بود در حاشیه شهر رشت که به صحرای ناصریه متصل بود. انار کله یا انار سرا به محلی گفته میشود که انار زیاد یافت می شود و مشخص است که این محله تا 150 سال پیش باغ انار بوده است. در  آن دوران محله مورد استفاده ی کولی و ها و دوره گردهایی بود که به شهر رفت و آمد می کردند که گوشه ای از شرح حال آنها را در جستاری تحت عنوان پیش آهنگان نوروز در گیلان توضیح داده ام.

   در همین دوران زاهدی متقی و درویش مسلکی این محل را برای عبادت و ریاضت کشیدن و سرآخر چله نشینی انتخاب کرد و کومه ای را برای این کار تهیه نمود. خیلی ها معتقدند که میرنظام الدین که بقعه ی او در چله خانه ی رشت قرار دارد و بنابر لوح بقعه از نوادگان امام علی النقی می باشد همان پیر  و مرشد بوده است. رابینو که در اوایل قرن بیستم میلادی در گیلان زندگی کرده است هیچ اشاره ای به وجود بقعه در این محل نکرده است و به جای آن از تکیه ای نام برده است که به تکیه ی چله خانه معروف است.

   اما آگاهان منطقه و محله اعتقاد دارند که میرنظام الدین همان پیر زاهدی بوده است که در این انارکله کومه ای ساخت و به چله نشینی پرداخت و سپس بعد از او مریدان او به پیروی از مرشد خود در همان انارکله به عبادت و چله نشینی پرداختند. پس از فوت میرنظام الدین بنا بر سنت رایج در میان مسلمانان او را در همان کومه و اتاقک خود دفن کردند و این اتاقک تبدیل به بقعه شد و اتاقک دیگری در کنار این اتاقک برای چله نشیی ساخته شد که شوند( دلیل) چله خانه نام گذاشتن این محله همین چله نشستن های مریدان میرنظام الدین بوده است.

   راسته بازار محله چله خانه در گذشته خندقی بود که حد فاصل محله از باغهای مجاور بود که پس از تشکیل محله تبلیل به این راسته شد تا احتیاجات اهالی محل را تأمین نماید. چله خانه مانند همه ی محله های حاشیه نشین محله ای فقیر نشین بود که توسط عده ای کولی تشکیل شد و سپس اهالی روستاهای دور و اطراف به آنجا روی آوردند. این محله نیز مانند تمامی محله های رشت در گذر زمان بافت تمرکز طبقاتی را در خود جای داد که در ناحیه شمالی و مرکز محله خانواده های متوسط شهری آن روزگار و به ندرت چند خانواده ی متمول که دیگر پس از چندین سال زندگی در این محل تمامأ زندگی روستایی خود را کنار گذاشته بودند و هرکدام بنا بر زمین و دارایی های خود در روستای پیشین به جایگاهی در محله رسیده بودند. محله هرچه به جنوب و به سمت باغ محتشم نزدیک تر می شد منازل ساده تر و اهالی فقیر می شدند و ساکنین آن را باربرها و گاودارها و سورچی ها و عرابه رانها تشکیل می دادند و  سرآخر در جنوبی ترین منطقه محله و نزدیک باغ محتشم ولگردها و دزد ها و شیادین و قمارباز ها و معتاد ها و بی خانمان ها زندگی می کردند که اهالی محله و اهالی شهر از عبور و مرور در این منطقه به خصوص در شب به شدت پرهیز می کردند. امروزه با توسعه شهری این تقسیم بندی محله به هم ریخته است و مانند تمامی محله های شهر رشت تمامی اقشار جامعه از متمول و فقیر و متوسط در این محله به زندگی می پردازند و چهره ی محله بنا بر در مرکزیت قرار گرفتن و نزدیک بودن به میدان شهرداری و بازار بزرگ رشت و در کل وجود راه های ارتباطی بسیار با تمام نقاط شهر جزو محله های متوسط به بالای شهر به حساب می آید.   

این شعر هم تقدیم میکنم به      آقا سید میرنظام الدین

من تو را بارها دیده ام

در خیال...

شاید سفر در زمان

من تو را بارها دیده ام

با لباسی سفید

وقتی دور تا دور مسجدی را میگشتم

نمیدانم

شاید کسی باور نمیکند

اما

تو را با تمام وجودم احساس کرده ام

اگر فرشته من هستی

مواظب من باش

اگه به خدا هم نزدیک تری

هوای من رو هم داشته باش

اگر هستی

اگر نیستی

برای من همیشه مقدسی

برای من همیشه

خاطره ای دور...

اما به یاد ماندنی بمان

من تو را

دوستت دارم 

 و میدانم

قلبم نزدیک قلبت آفریده شده

سیده پریسا میرنظامی


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۱٦

 

 

 

شهر لاهیجان    

لاهیجان از زیباترین شهرهای گیلان و از جمله ایران می باشد. موقعیت جغرافیایی این شهر در ناحیه کوهپایه ای ، که تپه ماهورهایی آن را به بوته های همیشه سبز چای در ردیف کاریهای منظم هندسی پوشانده است ، همراه با معماری بسیار زیاد و خانه های ویلایی با سقفها و رنگها آمیزی متنوع ، جلوه زیبایی به شهر بخشیده است. به عبارت دیگر در لاهیجان زیبایی های طبیعت و شهر سازی یکدیگر را تکمیل کرده اند. این شهر سرزمینی هموار و  جلگه ای است که حاصل رسوبات به جا مانده از رودهای گیلان می باشد. از نظر موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای تاریخی یکی از شهرهای گیلان به شمار می رود و مدتها مرکز بخش ( ( بیه پیش)) گیلان بوده است وجه تسمه لاهیجان ریشه در  ویژگی اقتصادی آن دارد. به طوری که کلمه لاهیجان از دو جزء ( لاه ) به معنی ابریشم و (جان) ؛ پسوند مکان تشکیل شده است ، که در معنی شهر ابریشم است. آب و هوای آن در بخش جلگه ای معتدل مرطوب و در کوهستانی سردسیر و خوش آب و هوا است. این شهر قدمتی 800ساله دارد و به روایتی توسط ( لاهیج بن سام بن نوح ) ساخته شده است . لاهیجان دارای دو بخش مرکزی و رودبنه می باشد که به گویش گیلکی (بیه پیش) تکلم می نمایند و از نظر اقتصادی به جهت ، رونق باغداری در بخش های چای و مرکبات ، وجود جالیزهایی چون هندوانه و نیز پرورش کرم ابریشم بامبو بافی و سفالگری در کنار تولید برنج ، باعث رشد بیشتر و شکوفا شدن اقتصاد این منطقه شده است. شهرستان لاهیجان به علت قرار گرفتن در کوهپایه های زیبای البرز ، لقب پایتخت گردشگری جهان اسلام را به خود اختصاص داده و نیز نزدیکی به مرکز استان ، موجب گسترش سرمایه گذاری در صنعت گردشگری گردیده است .

لاهیجان از زیباترین شهرهایِ گیلان است. موقعیت جغرافیاییِ این شهر در ناحیة پایکوهی که تپه‌ماهورهایِ آن را بوته‌هایِ همیشه سبزِ چای، در ردیف‌کاری‌هایِ منظمِ هندسی پوشانده است، همراه با معماریِ زیبا و خانه‌هایِ ویلایی با سقف‌هایِ سفالی و رنگ‌آمیزیِ سفید، جلوة زیبایی به سیمایِ شهر بخشیده است. به عبارت دیگر، در لاهیجان، زیبایی‌هایِ طبیعت و شهرسازی همدیگر را تکمیل کرده اند.
شهرستان لاهیجان در ناحیة شرقیِ استان گیلان واقع شده است و از شمال به دریای خزر، از جنوب به شهرستان سیاهکل، از شرق به شهرستان‌هایِ لنگـرود و رودسر، و از غرب به شهرستان‌هایِ آستانة اشرفیه و رشت محـدود می‌شود. این شهرستان، سرزمینی هموار و جلگه‌ای است که حاصلِ رسوباتِ به‌جامانده از رودهایِ گیلان می‌باشد. جلگة لاهیجان به علت زیبایی و قدرت حاصلخیزیِ اراضی و وجود فرآورده‌هایِ کشاورزی و منابع اقتصادی، در بین دیگر شهرهایِ استان اهمیت خاصی دارد. هموارترین نقطة این سرزمین، در قسمت‌هایِ شمالیِ مجاورِ دریاست و هرچه از شمال به طرف جنوب پیش رویم، بر ارتفاعِ آن افزوده می‌شود. قسمتی از رشته‌کوه البرز، ناحیة بزرگی از جنوب این شهرستان را شامل می‌گردد و مهم‌ترین رودخانة جاری در آن «پرده‌سر» است.
شهرستان لاهیجان دارای دو ناحیة عمدة جغرافیاییِ جلگه‌ای و کوهستانی است. در ناحیة جلگه‌ای، نوارِ باریکِ ساحلی و در ناحیة کوهستانی، محدوده‌هایِ کوهپایه‌ای، جنگلی و مرتعی در ارتفاعاتِ مختلف به چشم می‌خورد. آب‌وهوای نواحیِ ساحلی و جلگه‌ایِ شهرستان لاهیجان، مرطوب و در فصول مختلف دارای شرایط خیلی مطلوب می باشد و در کوهستان، نیمـه‌‌مرطوب و دارای شرایط متوسط است. میـزان بارنـدگی در شهرستـان لاهیجان، سالانـه 1000 تـا 1400 میلی‌متر می‌باشد. کشاورزی (کشت چای، برنج، حبوبات، درختان میوه، کنف و درخت توت)، پرورش کرم ابریشم و همچنین صید ماهی و شکار، فعالیت‌هایِ اقتصادیِ این منطقه را تشکیل می‌دهد.
لاهیجان از نظر سابقة شهری قدمت زیادی دارد و قبل از رشت، مرکز ایالت گیلان بوده است. علاوه بر آن، حتی پس از این‌که رشت از دورة صفویه اهمیت یافت، بازهم لاهیجان به دلیل سوابق تاریخی و موقعیت جغرافیایی، مرکزِ گیلانِ «بیه‌پیش» باقی‌ماند. اهمیت لاهیجان به عنوان یک شهرِ توریستی علاوه بر زیبایی‌هایِ طبیعیِ آن، چشم‌اندازهایِ زراعیِ باغ‌هایِ چای است.

جاذبه های گردشگری  و  تاریخی


تله کابین ، تالاب بین المللی امیر کلایه ، بام سبز و استخر لاهیجان ، آبشار شاه نشین ، موزه تاریخ چای ایران و آرمگاه کاشف السلطنه، پل خشتی لاهیجان ، حمام گلشن ، بافت تاریخی لاهیجان ، غار شیخان بر یا شیخان ور، خانه محمد صادقی

زیارتگاه ها و اماکن مذهبی


بقیه چهار پادشاه محل دفن (سید خرم ، هادی ، علی و حسن کیا ) مساجد جامع و اکبریه ، مقبریه شیخ تاج الدین ابراهیم ملقب به زاهد گیلانی ، بقعه سید رضا کیا از فرزندان امام علی نقی (ع) ، بقاع سید احمد میر شمس الدین ، سید حسن ، سید موسی از فرزندان امام موسی کاظم (ع).

 

شیطان کوه،

 کوهی است در شرق لاهیجان در گذشته به این منطقه شاه‌نشین کوه می گفتند و برکه ای که ۲۰۰ متر عرض و ۷۰ متر طول داشت در جلوی آن بود که برای انبار کردن آب در امر آبیاری از آن استفاده می شد. امروز برکه به دریاچه ای مصنوعی تبدیل شده که در میان آن جزیره ای وجود دارد و عمارت کوچکی در این جزیره خودنمایی می کند. در دل شیطان کوه آبشاری مصنوعی ایجاد شده که آب آن از همین دریاچه که به استخر لا هیجان معروف است


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۱٦

 


باغ محتشم که  در جنوب شهررشت واقع شده، از سال های دور برای مردم این دیار که اوقات فراغت را با گردش در خیابان های مشجر آن سپری می کردند، مکانی آشناست. بانی این باغ را صادق اکبر محتشم الملک ملقب به سردار معتمد از مالکین و حکام گیلان در صدر مشروعیت (1327 ه. ق) می دانند. گفته شده است محتشم السلطنه یا سردار معتمد که به عنوان یک رجل سیاسی با عناوین سفیر یا کنسول ایران در طرابوزان بود با مشاهده ی باغ بزرگ و مشجری که درحصار رود و جویبار قرار داشت،به این اندیشه افتاد که عین آن را در رشت پیاده کند. به همین علت وقتی به رشت آمد با استفاده از الگوی باغ بزرگ یاد شده به پیاده کردن اندیشه ی خود پرداخت و بدین ترتیب طرح باغ محتشم موجود از قوه به فعل در آمد و برای این که مطابق الگوی باغ بزرگ طرابوزان باشد، در قسمت جنوب باغ حفر کانال یا آبراهه ی انحرافی و تغییر مسیر گوهررود تاآب قسمت غربی در محاصره ی گوهررود قرار گیرد ؛هم چنین برای اینکه در تابستان ها از آب سرد استفاده نمایند، در قسمت غربی عمارت یخچال سنتی احداث کرد که هم اکنون آثار آن مشاهده می شود.



مظفرالدین شاه قاجار در سال 1320 ه. ق به هنگام عزیمت به دومین سفر فرنگستان که به رشت آمده بود از باغ محتشم به جهت تماشای ورزا جنگ یا همان گاو بازی دیدن کرده و در سفرنامه ی خود آورده است:باغ محتشم دارای درختان جنگلی بسیار و عمارت سه طبقه ی چوبی محل بسیار با صفایی است.معهذا قدمت درختان آزاد باغ محتشم که در اصطلاح محلی به اوجا معروفند حکایت از احداث باغ در زمان دورتر دارد.دقت در خیابان بندی و رعایت فواصل غرس نهال- محوطه سازی و بهره گیری از روش علمی احداث باغ های عمومی، شکل گیری یکی از زیباترین و بزرگ ترین باغ های ایران در اواخر قرن 13 ه. ق درپی داشته است. باغ محتشم با مساحت اولیه ی بالغ بر 157400 متر مربع و حدود 1864 اصله درخت پلاک کوبی شده داشته به استثنای درختان قطع شده برای احداث ساختمان کلاه فرنگی ، در ازاء بدهی مالیاتی سردار معتمد در زمان رضاخان به اداره دارایی واگذار و بعدها در اختیار شهرداری قرار گرفت.



 وجود هزاران اصله درخت به وجود آورنده ی خیابان های مشجر این پارک،  دقت در خیابان بندی و رعایت فواصل درختان و دقت در محوطه سازی و بهره گیری از روش های علمی در احداث این پارک موجب گردیده مکان مذبور به یکی از زیباترین و بزرگترین پارک های ایران از زمان احداث (اواخر قرن 13 ه-ق)تا کنون گردد.
باغ محتشم به لحاظ بهره گیری از اصول و روش علمی احداث باغ های عمومی در اواخر قرن 13 ه .ق قابل ثبت در فهرست آثار ملی ایران است.
 همچنین عمارت کلاه فرنگی در ضلع جنوبی این باغ در کنار گوهر رود و با بام سفال پوش همگن با درختان سرسبز باغ محتشم متشکل از سه طبقه در همان زمان با فرم ییلاقی خاص به صورت دو شکل 8 ضلعی و مربع بنا گردید، که در کنار یک دیگر قرار گرفته اند و در کل فرم زیبایی به ساختمان داده،در طبقه ی اول و دوم آن هر کدام دو اطاق و در طبقه ی سوم یک اطاق به شکل کلاه فرنگی ساده ساخته شده است.

مصالح به کار رفته در بنا از جنس آجر و چوب بوده و بام آن به صورت خرپشته ای و پوشش آن از جنس سفال خمره ای تعبیه شده،که در زیر آن سفال هایی قرار گرفته اند که کار آنها عایق بندی گرمایی و سرمایی ساختمان و نگه داری سفال می باشد. دور تا دور ساختمان در طبقه اول به صورت ایوان و در طبقه دوم به صورت بالکنی چوبی است، که 68 ستون بالکن بام ساختمان را مهار کرده، دامنه ی ساختمان از سر شیرهایی چوبی ساخته شده که به صورت دو پوش است که برای جلوگیری از ریزش برف و باران به داخل ساختمان طول آن را بلند گرفته اند.

این بنا در گذشته محل سکونت تابستانی حکام و فرمانداران شهر بود که با توجه به تغییر شرایط اجتماعی جامعه مورد بهره برداری های گوناگون از جمله خانه شطرنج شهر- رستوران پارک و غیره گردیده.در حال حاضر توسط مدیرت میراث فرهنگی گیلان تبدیل به مرکز آموزش هنر های سنتی در سطوح استان شده است.
از عوامل تزئینی بنا می توان به عواملی چون سرشیرها – اشک های جلو دامنه ی بنا – دستک ها و نرده ی بالکن اشاره کرد.

 


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۱٦

پریسا میرنظامی 1388 بهار-لباس قاسم آبادی

از معروفترین وزیباترین لباسهای محلی استان گیلان

بهار1388-لباس قاسم آبادی-از زیباترین لباسهای محلی استان گیلان

parisa mirnezami

 

قاسم‌آباد یکی از روستاهای اصیل و تاریخی ایران، واقع در شرق گیلان و از توابع شهرستان رودسر است.

قاسم آباد ، از دو بخش قاسم آباد علیا  و قاسم آباد سفلی تشکیل می‌شود.

منطقه قاسم آباد در شهرستان رودسر و در شرق گیلان دارای ویژگی فرهنگی خاصی است،

لباس قاسم‌آبادی ، از قدیمی ترین و اصیل ترین لباس‌های ایران و مشرق زمین است که در جشنواره‌های بین المللی مختلف مد و لباس ، حائز جوایز ویژه شده‌است  لباس زنان قاسم آباد به دلیل تنوع رنگی زیاد و جذابیت بالابسیار معروف بوده و عمومیت پیدا کرده است به طوری که نشانه هایی از این لباس در نقاط دیگر جلگه شرق گیلان دیده می شود.

این لباس شامل یک روسری زیرین به نام (مندیل) که به جای آن از کلاه نیز استفاده شده و با تعداد زیادی سکه در قسمت پیشانی تزیین می شود البته این کلاه مختص قاسم آباد نیست، جلیقه این لباس به مانند جلیقه های دیگر بوده با فرق این که با سکه تزئین شده است. پیراهن لباس قاسم آبادی تفاوت خاصی با پیراهن های نقاط مختلف گیلان دارد.

دامن آن از پارچه ساده و یا گل دار که روی آن با فرم استانداردی نواردوزی شده تشکیل می شود. البته این فرم نواردوزی در روستاهای مختلف متغیر است و در واقع تکمیل دهنده لباس های مجلسی روستاهای همجوار قاسم آباد شده است.

همچنان ، مردان قاسم آبادی ، با لباسی مرکب از پیراهن قرمز جگری و شلوار سیاه ، در مسابقات کشتی گیله مردی شرکت می‌کنند.

 


نویسنده: پریسا میرنظامی parisa mirnezami
تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۱٦

این هم لاک پشت خدابیامرز

لاک پشته هم عمرشو داد بشما

این لاکپشت از نوع پنجه داره که همه چیز میتونه بخوره و تو رودخونه زندگی میکنه-کل زمستون رو میخوابه-و حتی ماهی های کوچیک و مارمولک هم میتونه بخوره


ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

MeLoDiC